همانطور كه قبلا گفته شد اهداف هر شخص موتور محركه و
سوخت و انگيزه آن فرد است و مثل يك كليد(Push Buttom)
جهت روشن كردن موتور هر فرد استفاده ميشود. اهداف افراد در
واقع دلايل ورود افراد به اين تجارت ميباشد. و هر فرد در بدو ورود
به اين تجارت داراي انگيزه هاي كافي جهت انرژي و وقت
گذاشتن براي تجارت نيست .
با تعيين كردن اهداف افراد ميتوان انگيزه هاي كافي جهت تلاش و
كوشش در اين تجارت در ايشان ايجاد نمود. افراد در بدو ورود به ا
عتبار شما وارد اين تجارت ميشوند و زياد به اهداف خود فكر
نميكنند و زمان زيادي را به اين كار اختصاص نميدهند در واقع
فلش اعتماد اين افراد در بدو ورود به سمت شماست. با تعيين
اهداف آنها و با به حركت درآوردن موتور محركه آنها فلش اعتماد
افراد از سمت شما به سمت اين تجارت تغيير جهت ميدهد. در
ابتداي ورود افراد به اين تجارت، اهدافشان به صورت يك روياي
مبهم و نامشخص(Dream) ميباشد. يكي از كارهاي مهم در اين
تجارت تبديل Dream افراد به Vision است. Vision يعني تصوير
ذهني دقيق داشتن راجع به خواسته ها و اهداف با كليه جزئيات
آن. تبديل Dream به Vision در افراد يك مرتبه و سريع صورت
نميگيرد. بلكه اين كار, آرام آرام انجام ميپذيرد. هر چه Vision افراد
بالاتر رود و اهداف ايشان با جزئيات بيشتري مشخص شود ، آن
اهداف در ذهنشان بيشتر به باور ميرسد و با بالا رفتن باور افراد
نسبت به اهداف ، ارزش آنها پررنگتر و بيشتر ميشود و با بالا
رفتن ارزش اهداف انگيزه كار بيشتر شده و در نتيجه افراد ، زمان
بيشتري صرف رسيدن به آنها خواهند كرد. Vision مرحله به
مرحله افزايش پيدا ميكند و نبايد در رسيدن به آن عجله كرد. واقع Visio
افراد ، رگ خواب افراد و نقطه تحريك او جهت حرمت در اين
تجارت ميباشد. Vision افراد در واقع راه غلبه بر ياس و نا اميدي
آنها است و بايد بدانيم كه در مواقع نا اميدي و ياس ، اين اهداف
هستند كه با يادآوري آنها مجدد اميد پيدا خواهد شد و ميتوان بر
نااميدي غلبه كرد. يكي از نكات بسيار مهم در مورد اين اهداف
اين است كه ميبايست براي هر فرد ، منطقي و مستدل باشند.
هر چه دليل يك هدف ، منطقيتر و محكمتر باشد ، خود هدف نيز
منطقيتر و محكمتر ميباشد. در نتيجه تاثير و نيروي بيشتري به
انسان وارد خواهد كرد. اگر اهداف را همچون سطح يك ميز فرض
كنيم ، دلايل اهداف مانند پايه هاي نگهدارنده آن ميز ميباشند.
مثال: از شهر A به شهر B رفتن: اگر شما قصد رفتن از شهر A
به شهر B را داشتيد و كسي به شما بگويد كه من ميتوانم
راهي را به شما پيشنهاد كنم كه سريعا از شهر A به شهر B
برويد ، شما حتماً اين پيشنهاد را از او قبول خواهيد كرد. ولي اگر
هدفي در شهر B نداشته باشيد و اصلا قصد رفتن به شهر B را
نداشته باشيد ، پيشنهاد مطرح شده اثري بر روي شما نخواهد
گذاشت .
يكي از روشهاي ديگر بزرگ كردن و خوب جلوه دادن شهر B ارائه
مزيتهاي رسيدن به شهر B براي شما است. در آن صورت ،
انگيزه هاي شما براي حركت از شهر A به شهر B افزايش پيدا
خواهد كرد.
شرايط تغيير دادن يك نفر شامل موارد ذيل است :۱
۱- شناخت فلات تغييرات شخص: يعني شناخت همان باورها و
عادات محدود كننده شخص.
۲- جايگزيني: يعني جايگزين كردن باور و عادت درست با باورها و
عادات محدود كننده.
۳- شرطي سازي: يعني تعهد به خود دادن جهت انجام دقيق
كارها. مثلا اگر مسواك نزنم شبها خوابم نميبرد.
در اين تجارت منظور از هدف در واقع اهداف SMART ميباشد. به
اهدافي SMART ميگويند كه داراي پنج ويژگي زير باشد:
الف- Specific: يعني كلي نباشند و شخصي و مربوط به خود
شخص باشند.
ب- Measurable: يعني قابل قيمتگذاري باشند.
ج- Achievable: يعني دستيافتني باشند.
د- Resonable & Realistic: يعني موجه و معقول و واقعي باشند.
ه- Time Bound: يعني زمانبندي شده باشند.
يك قانون مهم:
قانون ۵۰-۵۰: يعني اهداف نبايد آنقدر كوچك باشد كه رسيدن به
آنها بي معني باشد و يا آنقدر بزرگ كه هيچگاه به آنها نرسيم يا
رسيدن به آنها زمان بسيار طولاني سپري كنيم. يكي از بهترين
روشها براي تعيين اهداف ديگران و بالابردن Vision اهداف ، Share
كردن اهداف با خود ايشان است. وقتي كه اهداف خود را براي
ديگران باز گو ميكنيم ، سبب ميشويم كه اهداف ديگران نيز بيرون
كشيده شود. و ايشان نيز جرات بيان اهداف خود را با ما پيدا
كنند.
مزيت Share كردن اهداف خود با دايركتها :
۱- باعث از بين رفتن ترس از خواستن اهداف بزرگ در آنها
ميشود.
۲
۲- سبب بيرون كشيدن اهداف ايشان و بالارفتن Vision آنها
ميشود.
يكي از بهترين روشها جهت تبديل Dream افراد به Vision ،
نوشتن اهداف به روي كاغذ ميباشد.
دلايل نوشتن اهداف به روي كاغذ :
۱- اهداف از Dream تبديل به Vision ميشود و در ذهن ما تثبيت
ميگردد.
۲- با نوشتن اهداف ، قدرت تغيير و Upgrade كردن آن اهداف در
ذهن ما به وجود مي آيد و ما ميتوانيم اهداف جديتري جايگزين
آنها بكنيم.
۳- پس از نوشتن اهداف ، انسان نسبت به آنها تعهد پيدا ميكند.
بدينگونه كه با نوشتن اهداف و تعيين جزئيات آنها و تكرار آنها در
ذهن ، ايمان به آن اهداف در ذهن ما به وجود آمده و با ايمان
آوردن به اهداف خود در ما نيروي دروني و انگيزه جهت رسيدن به
آن ايجاد ميشود "تواناييهاي يك فرد بيهدف همچون قدرت بمب اتم
در دست يك كودك بي اطلاع ميباشد"
قوانين نوشتن اهداف :
۱- اهداف بايد با بيشترين جزئيات و مشخصات نوشته شود.
۲- زمانبندي و تعيين اهداف به كوتاه مدت و بلند مدت: با اين كار
هنگام رسيدن به اهداف كوتاه مدت احساس ميكنيم كه مسير
طي شده درست است و انگيزه و انرژي ادامه مسير افزايش پيدا
ميكند.
۳- قانون ۵۰-۵۰ در نوشتن اهداف رعايت شود(نه آنقدر كوچك و
بي ارزش و نه آنقدر بزرگ و دست نيافتني)
۴- سعي كنيم كه در اهداف خود ، ديگران را نيز سهيم كنيم. مثلا
به كسي صد در صد قول دهيم كه تا ۶ ماه ديگر براي او ماشين و
يا وسيله خاصي را تهيه خواهيم كرد. اديسون قبل از هر اختراع
قول آن را در يك زمان مشخص به مردم ميداد.
نكته: هنگام نوشتن اهداف بايد روي آنها تمركز و فوكوس كرد و از
پرداختن به مسائل غير مرتبط پرهيز كنيم.
فوايد ديگري از نوشتن اهداف :
- اهداف به زندگي جهت ميدهند .
- قابليت زمانبندي پيدا ميكند .
- هزينه رسيدن به آنها را ميتوان تخمين زد .
- موانع احتمالي را ميتوان حدس زد و برطرف نمود .
- بهترين مسير براي رسيدن به هدف كشف ميشود .
- نيرو و انگيزه دروني بسيار قوي جهت حركت به سمت هدف در
انسان ايجاد ميشود.